قرارمون هر روز دم گل یاس دیر نکنی دل من تنها ست
نویسنده: سیما افییر و بهروز(87/5/10 :: 9:8 عصر)
اینم عاقبت از خود گذشتگی و فردین بازی
(روزی روزگاری دختر و پسری با هم دوست بودن . یعنی عاشق هم بودن ولی این وسط یه مشکلی وجود داشت ...
دخترک قصه ی ما نا بینا بود . دخترک همیشه به دوست پسرش می گفت :
- من تو دنیا فقط یه آرزو دارم که یه روز می تونستم تو رو ببینم و تا آخر
عمر باهت زندگی کنم و کنارت باشم
خلاصه توی یکی از همین روزا کسی پیدا شد که به دخترک چشم بده ...
وقتی دختر تونست ببینه ... فهمید که پسره هم مثل خودش نابینا ست و چشم نداره
می دونید همون دختری که یه روز آرزوی دیدن و زندگی کردن با اون پسر رو داشت چی گفت ؟
گفت: - برو من نمی تونم یه پسر نایبنا رو تحمل کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پسرک قصه ی ما موقع رفتن برگشت و گفت :
مواظب چشمانم باش . . .
تقدیم به دختر ها و پسر های که قلبشون از سنگ نیست
سیما
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
کل بازدید:11176
بازدید امروز:8
بازدید دیروز:1
اوقات شرعی
درباره خودم
لوگوی خودم
آوای آشنا
اشتراک